*** ( H : H ) ****
حموم بودم..
بابام میزنه به در
میگم:بله ؟!
میگه:حمومی؟
میگم:نه, اینجا لندن صدای منو از رادیو بی بی سی میشنوید
میگه:دخترای فامیل رفتن سر وقت گوشیت, دارن با وایبر و لاینت کار میکنن,
لباس و حولت هم از پشت در برمیدارم که امشب تو لندن بمونی
تا بفهمی درست جواب پدرتو بدی,سگ پدر دیوث توله :|