اقا دبیر زیست تست ما یه اقای خیلی اوپنیه.گاهیم وسط کلاساش خاطره میگف.اینو از زبون خودش داشته باشین:
سال دوم کارم بود.یه روز دسگاه فشارخونو بردم سر کلاس.شاگردامم همه دختر.منم مجرد.خلاصه کار دستگاه و که توضیح دادم یکی از بچه ها گف میشه عملیم توضیح بدین؟گفتم نه.اونم یواش گف:بلد نیسش!!
منم تیریپ رو کم کنی گفتم همه اسیناتونو بزنین بالا فشارتونو بگیرم.خلاصه کارم که تموم شد فهمیدم چه غلطی کردم.گفتم فاتحه ام خوندسو اخراجم.از ترس زنگ تفریح دفتر نرفتمو رفتم ابدارخون.یهو مدرمون که یه اقای سیبیل کلفت بود اومد و گفت فلانی تو فشار دخترارو گرفتی!با تته پته گفتم اره!یهو دسشو برد بالا اسینشو بالا زد گف:پ بیا فشار منم بگیر!!!!!!