خ
خورشید خانوم ۱۱ سال پیش
جوک

این خاطره مال دوستمه:
این دوس من یه دختر عموی کوچمولو داره که حدودا 2سالشه و اسمش آواست یه شب باباش داشته واسش قصه میگفته ک بخوابه: یه روز یه خاله قورباغه بود که توی برکه با عمو قورباغه زندگی میکرد... آوا: بابایی قورباغه هه لوج لبم زده بود؟
- آره بابایی رژ لبم زده بود
-بابایی لوج لبش آلبالویی بود؟
-آره باباجون... خلاصه خاله قورباغه هر روز میرفت لب برکه غذا بخوره یه روز که رفته بود لب برکه...
آوا: بابایی لوج لبم زده بود؟O-o
-آره بابایی زده بود...
-بابایی لوج لبش آلبالویی بود؟O-o
خخخخ الهی بگردم... فک و فامیله "لوج لب آلبالویی دوسته" دوستم داره...؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.