ه
هانیه ۱۱ سال پیش
جوک

خسته وکوفته ازمدرسه اومده بودم خونه قربون خانواده برم واسه یه آدمی که اندازه خرس گشنشه نصف نون جاگذاشته بودن باشامی کباب همین که شروع کردم خوردن داداش اپاسوم (نوعی جانور!o_O)همرام شروع کرده خوردن بهش میگم مگه تونخوردی؟؟!
سینه سپرکرد اومدجلوتوچشام نگاه کرد با یه قیافه ی خیلی حق به جانب گفت:گردنم درازه چی میخوای بگی!؟!؟!؟)جای گردنم کلفتهo_O(
هیچی دیگه سیب زمینی های شامی ازخنده فرارکردن رفتن منم رفتم کتابای مدرسه روگاززدم....
هههههه خدایی خیلی باحال بود.. فک وفامیله ماداریم

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.