یه روزم با دوستام داشتیم از خیابون رد میشدیم؛یه دختر گنده بک رو دیدیم.آقا این دوست مسخره ما خواست تیکه بندازه،گفت:افتخار آشنایی میدین پرنسس کوچولو؟دختره رفت بابای گردن کلفت سبیلوش رو صدا زد.آقا ما با این قیافمون سه ساعت عین چی تو خیابونا فرار میکردیم.