♫
♫♥فاطمه79♥♫ ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز مهمون داشتیم که یکدفعه بابام گفت فاطمه رو باید عروس کنیم...
من با اعتراض داد زدم باااااااااااااابااااااااااااااا
بابام:حالا جان ما عروس شو...خاستگارا دارن درو میکنن ...اوه اوه دارن از دیوار میان بالا
یاابوررررفضل...تو اون فاصله تمام اقواممون هم از خنده داشتن درو دیوارو گاز میزدن ومنم از حرص داشتم ناخونامو میخوردم که یکدفه مامان بزرگم گفت حالا عیب نداره مادر جان من میرم سفره ابولفضل پهن میکنم تا شاید معجزه ای بشه وبرات خاستگار بیاد(بدبخت باور کرده بود) دیگه همه داشتن خفه میشدن از خنده....حالا امروز همه اقواممون ودوستام بهم پیام دادن:سلام فاطی ترشیده....
گوشیه دختر همسایمونو برداشتم یه دفه دیدم اسممو تو گوشیش فاطی ترشیده سیو کرده...
منo_O
بابام:^_^
رفیقام>__<
14سال سنم*-*
من برم ننه بابای واقعی مو پیدا کنم ...

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.