r
r@in b0w ۱۱ سال پیش
جوک

اغاتابیستم تواصفهان نمایشگاه کتاب بود(ماهم ی غرفه داشتیم)چون زمینش آموزشی بود البته تازه کاربودیم تو سالنی بودیم ک قلمچیو مدرسان شریفو..اینااونجابودن
3تاغرفه اونورتر مدرسان شریف بودروزآخرساعت9شب دیگه اعلام کردن ک غرفه داراجمع کنن ماداشتیم جمع میکردیم من اومدم بیرون غرفه گفتم وای هنوزشلوغه ک یهو چشمم خورد ب مدرسان شریف
ب دوستام گفتم (ی5-6تایی بودیم اومده بودن کمک) وااای مدرسان شریفو نگاه هنوزمشتری دارن!!!!!!!
یکی از بچه هااومد کنارمو پرسید:کجااااا؟
گفتم:مدرسان شریف
یهوکل غرفمون رفت هوا
من تا ی چندثانیه هنگ بودم بعد دوزاریم افتاد:///
افقم میشد سمت مدرسان شریف قلم چیم مورب بود شلوغ بود
هیچی دیگه مستقیم رفتم توغرفه خودمون محوشدم!!!:)
خخخخ

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.