عاقا يه روز رفتم نون بگیرم،وسط راه كه نونو گرفتم،از دستم افتاد بيست متر جلوتر عطسه ام گرفت روش عطسه كردم،وقتى رسيدم جلو حياط پسر گودزيلاى همسايه روم آب ريخت نون خيس شد توى پاركينگم از كلافگى گذاشتمش روى ماشين همسايه !!!اونوقت بابام موقع خوردنش ميگه هيچى به اندازه ى يه نون تازه و داغ كه پسرم گرفته خوشمزه نيست!!!
من عاشق اين بابامم :)))))))