یک بار دور هم نشسته بودیم همه سرا تو تبلت بود ( البته این یک چیز عادی این روز ها همه سرشون تو تبلت) همین طور که نشسته بودیم من بوی بدی احساس کردم وفریاد زدم کی بود؟؟؟؟؟!!! دختر خالم خیلی جدی گفت :من باز میکنم !!!!!!!!B)
وبا بوزنگی تمام رفت و دکمه ی ایفون را فشار داد!!!!+!!!!+؟؟؟؟؟+ و با کمال رضایت امد و نشست !)))
.
.
.
من همچنان داشتم بع اسکلی این بنده خدا فکر می کردم که پسر خالم گفت : نخبه در ورودی را باز نکردی!!! دختر خاله ی من هم با اعتماد به نفس رفت و در را باز کرد :(((((