هعی یادش بخیر ما بچه بودیم می رفتیم تو کوچه با گِل قوری و فنجون درست می کردیم بعد حس می کردیم خیلی هنرمندیم...اون وخ چن روز پیش داشتم بر می گشتم خونه؛دیدم همسایه های گودزیلامون(یا گودزیلاهای همسایه مون:/)داشتن با چن تا سیم و قطعه بازی می کردن...رفتم جلو دیدم دارن ربات درست می کنن!
هیچی دیگه خواستم برم تو افق محو شم ولی ظرفیت کامل بود.
عمودم پر بود.
از مسئولان زحمتکش خواهشمند است مکانی به اسم مورب هم بسازن که اگه افق و عمود در دسترس نبود بریم موقتا اونجا محو شیم...