k
king hamid ۱۲ سال پیش
جوک

یادمه وقتی کوچیک بودم (البته یادم ک نیست چون خیلی کوچیک بودم مامی تعریف میکرد ک)رفته بودیم روستا خونه ی یکی از اقوام .
این اقوام محترم کارش تولیدابریشم بوده. والدین گرام بنده هم برای بازدید از این پروژه ی تولید ابریشم توسط کرم ابریشم میرن تو کارگاه این بنده خودا .از بس هیجان زده بودن منو ول میکنن و میرن برا تماشا . بعد از شنیدن صدایی مثل صدای خوردن لواشک با روکش پلاستیکیش توسط ی بچه ی 3.4 ساله میان سمت من.بقیه شو نمیگم .
بزا بگم چون عقده شده رو دلم .میدونین چی بوده تا آخر تو حلقم .کرم ابریشم .
البته مادرم ک خیلی چیزی یادش نیست چون بیهوش شده

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.