یه روز مهمون داشتیم از اینا که خیلی باشون رو در وایسی داریم...
من یه نیم ساعتی از اومدنشون میگذشت هنوز نرفته بودم سلام کن�
مامانم اومد با کلی اصرار منو برد بهم گفت رفتیم تو اتاق بلند سلام کن همه متوجه بشن
منم رفتم تو اتاق...یه نفس عمیق کشیدم...با صدای کاملا رسا داد زدم:بســــــم الله الــــــــرحمن الـــــــــرحِِِِِِِِیم!!!
یعنی عادم بود که کف زمین لول میخورد...^_^
البته از اون موقع ب بعد روابطمون صمیمی شد^____^