#حامد ۱۲ سال پیش
جوک

ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нάмεd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
داشتم واسه خودم تلوزیون میدیدم که یهو شَترررررق یه چیزی خورد پس کل�
من:O_o , من نوکرتم پدر چرا چک ولقدیم میکنی خب ؟؟؟
بابام: بیا مچ بندازیم ^_^
من: بیخی آل باو حوصله داریا ؛ تازه فیلم داره
بابامم رفت تلوزیونو خاموش کرد
من: ای خداااا پناه برتو خودت بخیر بگذرون 0_o
بابام: میخام حسابی روتو کم کنما ^_^ علی بابا بیا ببین چطوری داداشت کم میاره
علی: بابا میخام به معنای واقعی کلمه بتروکنیش , نه نه اینطوری نمیشه هر کی باخت باس شام بده
من: اَی تو اون روحت , من فقط از اینجا خلاص شم با کیلیپس سارا خدمتت میرس�
بابام و علی: ^_^ ^_^ , من : خدایا به امید تو 0_o
حالا مچ انداختنمون شروع شد , علی: بله بازی شروع میشه , حامد داره کم میاره , نزدیک که پر پر شه , و........ بـــله پدر برنده میشه دست و جیغ و هورااا
بابام و علی: ^_^ ^_^ , من :@_@ آقا قبول نیس من قبول ندار�
بابام و مامانم و علی: حالا شام شام , شام شام شام شام , بیااا وسطط
من: به همین کوه های عیظیمه کرج من پول ندارم , خو انصاف جه شود این وسط؟؟
علی: اتفاقا تو همون عظیمه یه رستوران خوووووب هست غذاهاش عالیه
بچه ها اون ظرف زهررر مار من کو ؟؟؟ بخورم راحت ش�
کانون گرم خانوادست من دارم عایا ؟؟؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.