اون روز رفته بودیم دکتر بخیه های مامانمو دربیاره بعد بابام میگه خانوم اینجا اوتوبان داره برا بخیه هات ضرری نداره
درست نیم ساعت جلو مطب نشسته بودم تو فکر این سخن ارزشمند بودم آخر سر فهمیدم جناب منظورش آسانسور بود!!
اصن خودکشی کماکان منو درگیر خودش کرده :|