#حامد ۱۲ سال پیش
جوک

ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нάмεd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
دیشب تو اتاقم نشسته بودم,بعد طبق معمول سارا (دختر همسایمون) خونه ما بود
یهو اول مامانم بعدش سارا با یه سینی غذای مورد علاقم(کوبیده) و نوشابه و سبزی خوردن و .... کلی تشکیلات اومدن تو اتاق من
من:0_o , مادرم اینا چیه ؟؟
مامانم: اورانیوم غنی شدست ^_^ , سارا و مامانم: ^_^ ^_^
من:دست شما بی بلا ولی من اشتها ندار�
سارا: پاشو بینم لوس شده , خجالتم نمیکشه با یه مَن ریش نازم میکنه
من: 0_o , ممنون از ابراز لدفتون ولی ناز نمیکنم کلا گشنم نیس
مامانم: قربان بره مادرش , قشنگ الان اینو میخوری بعد میری ریشتو میزنی
من: اصلا حرفشم نزن مادرم
مامانم:مثل اینکه حرف حساب حالیت نمیشه ها گمشو بیا بخور
بعد من دارم شام میخورم اونم بزور , 2تا نگاه سنگین اینطوری0_0 o_o رو منه
من: 0_o, میخاید شما هم نفری یه قاشق وردارید بیاید با من همکاری کنید؟؟
سارا: نه داداشی بخور نوش جونت ما خوردی�
من: آخه نگاهاتون خیلی سنگینه , دیسک کمر گرفتم ^_^
مامانم: قشنگ برو ریشتو بزن , اصلا هم سر قضیه اون ناراحت نباش, بهت قول میدم اگه من مامانتم حانیه عروس اول و آخر این خونست
سارا: ختم جلسه , لی لی لی لی لی لی لی , داماد به این اخمویی ندیده بودما
من: 0_o, حالا کی گفته من ناراحتم ؟؟ من خیلی هم حالم خوبه ^_^
سارا: از یه مَن ریشی که گذاشتی کاملا معلومه , سارا و مامانم:^_^ ^_^
مامانم: پاشو بسه چقد میخوری ترکیدیا , پاشو برو یه دستی به صورتت بکش
من: 0_o , خب مامان بزار بخورم میرم حالا , دیر نمیشه که
سارا: اگه تا 3 ثانیه دیگه نری کیلیپسمو عمودی میکنم تو حلقت حامد
من: خب دارم شام میخورم خیر سرم اصلا من ریشمو نمیزن�
مامانم و سارا: پس گمشوووووو بیرون نبینمت ت ت ت ^_^ ^_^
خلاصه نه گذاشتن شام بخوریم, الکی الکی از خونه ما رو بیرون کردن
کامران داداش یه جا واسه یه شب واسه یه پسر تنها تو اتاقت داری ؟؟؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.