>
جوک

چکمه دختر همسایمون[ساناز] تو کبدم اگه دروغ بگ�
عاغا تو مجلس ختم بودیم ، بابای گرامی ما هم بود داشتن ناهار میدادن ، مام نشسته بودیم همراه با پاندامون [گودزیلا]
عاقا چشمتون روز بد نبینه ، همراه با غذا دوغ هم میدادن ، به بابام دوغ نرسید ؛ چنان دادی زد ک نگو ، حالا جای اینکه بگه دوغ شتر گفت: "اقا پس دوغ شرت ما کووو" دقت کردین؟ به جای دوغ شتر گف دوغ شرت!!!!
پاندامون هم به محض اینکه اینو شنید زد زیر خنده ، از اون خنده های شیطانی!!!!
تو مجلس هم هر از گاهی یکی یادش میومد میزد زیر خنده!!
خلاصه مجلس عذا تبدیل شد به مجلس خنده
بابام شده بود گوجه فرنگی
آخر مجلس هرکی میدیدش میخندید
نصیب گرگ افریقا نکنه

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.