♪ L i M o N a D ♪
سر سفره داشتیم غذا میخوردیم،یهو غذا تو گلوی بابام پرید
مامانم:تا من برم آب ییارم تو بزن پشت بابات!
منم خواستم بزنم به کمرش نمیدونم چی شد حواسم نبود زدم پس کلش!اونم با تمام قدرت! :ا
.
.
هیچی دیگه هنوز تحت تعقیبم O_o
فک کنم بابام واسه سرم جایزه گذاشته! :x