O.o نیشتو ببند ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا چشمتون روز بد نبینه
مامانم داشت از فواید ریاضی میگفت بحثمون کشید به اینکه چرا خواهرم ریاضیش خوبه من چل�
همینجوری داشت تعریف میکرد :من میخواستم آجیتو بخوابونم براش جدول ضرب میخوند�
بعد نمیدونم چی شد بحثمون فوق تخصصی شد رفتیم توی روانشناسی بالینی و کودکان
مامانم داشت تعریف میکرد روانپزشکه توی تیلیویزیون میگفته که برای بچه هاتون جمع و تفریق و منها بگید
همینجوری داشت میگفت که رسید به جزر حالا ول نمیکنه میگه جزر و مد و کسوف و خسوف
من:O.o
آجی:O.o
روانپزشک کودکان:-_-
مامانم:^_^

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.