#
#حامد ۱۲ سال پیش
جوک

ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ н = н ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
سر کلاس معادلات بودیم درسم سفت و سختتتت بود در حد کیلیپس سارا
بعد استاد یه سوال از بخش عامل های انتگرال ساز داد به ما(بچه های مکانیک میدونن) کل کلاس قیافشون اینجوری شده بود o_O
استاد گفت من از روی لیست میخونم هرکی رو خوندم بیاد سوالو حل کنه
استاد:خوب اقایی اسماعیل پور (منو صدا کرد) بیاد حل کنه
من:0‎_o , و ناگهان یاد "عزیزم ببخشید فرزند لطفا" افتادم که تو کلاه قرمزی بود
بعد بچه ها میگن تو خیلی خوب اَدای جیگر و عزیزم ببخشید رو در میاری , منم صدامو صاف کردمو با صدای عزیزم ببخشید شروع کرد�
من: استاد من بیام حل کنم یا نیام حل کنم ؟؟
استاد: شما بیا حل کن ^_^
من:تخته رو پاک کنم یا تخته رو پاک نکنم ؟؟
استاد:اگه زحمتت نمیشه تخته رو پاک کن لدفا ^_^
من: از چپ به راست پاک کنم یا از راست به چپ ؟؟
استاد: از هر جا که راحتی ^_^
من: سریع پاک کنم یا آروم پاک کنم ؟؟
استاد: سریع پاک کن چون وقت نداری�
من:اگه پاک کنم با ماژیک شما بنویسم یا با ماژیک خودم ؟؟
استاد:با ماژیک من بنویس0‎_o
من:با رنگ آبی بنویسم یا رنگ مشکی ؟؟
استاد:اصلا برو بشین خودم حل میکنم ^_^
منم تازه دور گرفته بودم گفتم: نه دیگه نمیشه استاد بلاخره باید شما چیزی رو که میخاید بهتون ارائه بدم ^_^
استاد: ای وای تو منو کچل کردی اسماعیل پور
من: من شما رو کچل کردم یا شما منو ؟؟
استاد:o_O
من: بعد موهاتون از پشت ریخته یا از جلو ؟؟ آخه زیر مقنعه ست نمیبین�
استاد: 0‎_o
یکی از همکلاسی هام از ته کلاس داد زد بابا استاد اون خره رو بنشون باااو
من این دفعه با صدای جیگر: جیگرم جیگرم جیگرم عِـــه
استاد : اسماعیل پور برو بیرون تو حذفی
من: شما منو حذف میکنید یا من خودم خودمو حذف کنم؟؟
استاد: گمشوووووو کصافد ^_^ , کل کلاس داشتن میزا رو میجویدنا^_^

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.