۩
۩●°Ñ£ĞäЯ°●۩ ۱۲ سال پیش
جوک

چند روز پیشا به طرز غیر قابل باوری از رو تخت پرت شدم پایین و کف اتاق پخش شدم و از درد تکون نمیتونستم بخورم ک داداشم از صدای افتادن من اومد تو اتاق و شروع کرد ب داد و بیداد
وای افتاد وای مرد وای ... o_O
خلاصه خیلی جو داد منم ک از درد نمیتونستم حرف بزن اروم بهش میگفتم نه بابا من زندم دیوونه اما هی میگفت وای مرد..
بعد مامانم اومد اونم شروع کرد به داد و بیداد ک وای مرد بدبخت شدیم و از این حرفا ,اقا من یه لحظه موندم گفتم نکنه مث تو فیلما مردم و خودم فک میکنم زندم!!! دیگه هر چی توان داشتم داد زدم ن بابا من زندم اما فایده نداشت و خلاااصه باورم شد ک مردم شروع کردم ب گفتن غلط کردم خدایا منو ببخش و دیگه تکرار نمیشه وای خدایا به مامانم و اینا صبر بده و و دیگه حرفا ک نباید میزدم و زدم ک دیدم صدا خنده اومد برگشتم دیدم دارن میخندن اما بعدش بخاطر حرفا ک نباید میزدم و زدم بقیشو خودتون تصور کنید...
نه خدایی این داداشه من دارم!!!!؟؟
~_~

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.