دیروز داداشم نشسته بود منم یه مشت محکم زدم به پشتش... خداییش خیلی صداش بلند بود..داداشم از درد نمیتونست صاف بشینه.. منم سریع برگشتم سمت مامانم با مظلوم نمایی گفتم: مامـــــــــان؟؟ صدا رو شنیدی.. رامین محکم زد تو کمرم !!!
مامانم یه نگاه خونسرد به من انداختو گفت: فدای سرِ پسرم.. کجاش محکم بود آخه.. واسا پسرم راحت باشه..
بعدش یه لبخند به داداشم زد
بعد چند ثانیه داداشم گفت مامان دروغ میگه.. این منو زد. کمرم صاف نمیشه... مامانمم با سیخ افتاد دنبالم که چرا اینقد محکم پسرشو زدم ..
حالا دیگه جای خود دارد چقد قربون صدقه ی پسر 30 سالش رفتو چقد به من فحش داد -_-
من میگم مامانم تو بیمارستان عوض شده.. نظر شما چیه؟؟؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.