ا
اميرم.. اميرمحمد ۱۲ سال پیش
جوک

Amiram21. 72.12.21 17:15 337712221
بفرماييد شام شب دوم، منزل اميرمحمد..
پيش غذا: سوپ آلوورا با مغز هسته زرد آلوي كوهي برشته شده در سواحل تايلند!!
كَمران: قبلا توي تريناندو توباگو خوردم اين پيش غذا رو اميدوارم مثل همون خوشمزه باوشه ^_^
حامد: اي بابا اي بابا اي بابا... من متاسفانه به مغز هسته ي زردآلوي كوهي برشته شده در سواحل تايلند آلرژي دارم،فقط واس اينكه امير ناراحت نشه يه دو دقيقه سرميز ميشينم ^(_)^
نيما: تا حالا نخوردم، فكر نكنم خوب باشه ~_~
غذاي اصلي: كوبيده گوشت خر اصيل ايراني
حامد: يادش بخير.. تو ايران ازين نوع غذا خيلي خورديم.. البته اونجا ميگفتن گوسفنديه اما... هق هق هققق(حامد ياد قديما افتاد زد زيرگريه)
كمران: اگه خرش سفيد و دم حنايي باشه من ميخورم،در غير اينصورت متاسفانه نميتونم لب بزنم،الهام دعوام ميكنه..!!
نيما: كوبيده دوس دارم، خرم دوس دارم، اصل ايراني هم دوس دارم ولي كوبيده خر اصيل ايراني نه، راستي شيش اسفند تولدمه هاااااا عمو تيام!!
دسر: موز بالدار با ژله ي سوسك ژاپني خونه مون
نيما: موز خالدار شنيده بوديم،بالدار ديگه چيه؟؟ سوسك ژاپني دوس دارم، خيلي تميز و لذيذن!!
حامد: من و ماها رفته بوديم ماه عسل گوشت خار شتر كف صخره ايه مرجاني درياي زرد ژاپني خورديم خوشمزه بود، فكر ميكنم ژله سوسك هم خوشمزه باشه ^_^
كمران: واااااااي موز بالدار!!!!! تو منطقه ريكاردو رودريگز مكزيكو سيتي ميرويه،عاشقشم م م م!!
.....
نيما: من بهش نمره 0 رو ميدم، فقط بخاطر اينكه پسر خوبيه اميرمحمد وگرنه اصلا نمره نميدادم!!
كمران: چون امشب موز خوردم بهش 0/0025 ميد�
حامد: امشب شب خوبي بود بهش 9/75 ميدم چون تو دسرش بال سوسك ديدم^__^
....
ميزبان بعدي نيما

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.