م
جوک

آقـو مـا یــه مـدت شــلــوار فــروشــی داشــتــیــم،نــمــیـدونــیــم چــی شــد کــه دقــیــقــاٌ بــعــد از شــروع ایــن تــحــریــمــا پــشــت هــمــه شـلــوارامــون پــاره شــد!
هــمــه رو دســتــمــون بــاد کــرد ورشــکــســت شــدیــم تــصــمــیـم بـه خــودکــشــی گــرفــتــیــم!
گــفــتــیــم مـیــریــم یــه قــلــیــون مــیــگــیــریــم انـقـد مـیـکـشـیـم کـه سـرطـان بـگـیـریـم بــمــیــریـم...آقـــو رفـتـیـم یــه قــلــیــون ردیــف کــردیــم 18ســاعــت یــه بــنــد کــشــیـدیــم رفــتــیـم آزمــایــش دادیــم دیــدیــم ســرطـان کـه نــگــرفــتــیــم هــیــچ زخم مــعــده مــونــم خـوب شــده!
ولــی مـیـگــن گــر ز حــکــمــت بــبــنـدد دری ز رحـمـت گـشـایـد در دیــگــری...پـامــونــو کــه از آزمــایــشــگــاهــو گــذاشــتــیــم بــیــرون 8 ثـانـیـه در مـعـرض تـابـش پـارازیــت هــای بــی خــطــر قــرار گــرفــتــیتـم بــه 19نـوع ســرطــان مــختــلــف مــبــتــلا شــدیـم!
ها ها ها ها ها ها...دکــتــرمــون مــیگــفــت اصــلاٌ تــا قــبــل از شـروع طـرح پــارازیــت انــدازی فــقــط 7نــوع ســرطــان وجــود داشــت...
داغــونــما هــا هـاهـاهـاهـاهـا اصــن لــه لــه شــدم آقــو

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.