ب
باورکن!!!!! ۱۲ سال پیش
جوک

چند شب پیش پسردایی مامانم خونمون مهمون بودن، اقاهه مهندس و توی یه سازمان دولتی کارمنده ماهی فلان قدر حقوقشه بعد خیلی جدیه جدی میگفت: یکی از فانتزیایی که بهش نرسیدم این بوده که رفتگر شهرداری بشم و شبا بابیل اشغالارو بریزم تو ماشین اشغالی !!!!!!!
ماهم دقیقا این جوری بودیم ؟؟؟؟؟؟؟
اینجاست میگن که خدایا این خوشیارو از ما نگیر0~0

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.