به دمپایی ابری خیس مامانم قسم>
یک روز کااااااااااااملا عادی در خونه ی ما:)
مامانم:نه تو واقعا چرا این کارو کردی؟؟؟
من:واسه اینکه.....
مامانم:خفه شو بیشعور!!!!!!!!!!وکرنه با دمپایی ابری خیس طوری میزنم تو دهنت که خون فواره بزنه دیوارای خونمون قرمز بشه!!!!!آدم جواب بزرگ ترشو میده؟؟؟؟آدم وسط حرف مادرش حرفی میزنه؟؟
من: 0_0
مامانم:چیه چرا جوابمو نمیدی؟؟؟؟کارت به جایی رسیده چشمتو برام درشت میکنی؟!
یا الان حرف میزنی یا مثل سگ میزنمت!
من:بگم؟؟
مامانم:بنال!
من:واسه اینکه..........
مامانم ((با فریاد شدید)):لال شو پسره ی عوضی!!!!مگه نگفتم خفه شی؟!
هیچی دیگه>...<
اینجا بیمارستانه دارن منو آماده میکنن واسه اتاق عمل که دمپایی ابری خیسو از تو حلقم در بیارن...
I LOVE YOU 4JOK!!!