&
&***Ki@n007***& ۱۲ سال پیش
جوک

به دمپایی ابری خیس مامانم قسم>
یک روز کااااااااااااملا عادی در خونه ی ما:)
مامانم:نه تو واقعا چرا این کارو کردی؟؟؟
من:واسه اینکه.....
مامانم:خفه شو بیشعور!!!!!!!!!!وکرنه با دمپایی ابری خیس طوری میزنم تو دهنت که خون فواره بزنه دیوارای خونمون قرمز بشه!!!!!آدم جواب بزرگ ترشو میده؟؟؟؟آدم وسط حرف مادرش حرفی میزنه؟؟
من: 0_0
مامانم:چیه چرا جوابمو نمیدی؟؟؟؟کارت به جایی رسیده چشمتو برام درشت میکنی؟!
یا الان حرف میزنی یا مثل سگ میزنمت!
من:بگم؟؟
مامانم:بنال!
من:واسه اینکه..........
مامانم ((با فریاد شدید)):لال شو پسره ی عوضی!!!!مگه نگفتم خفه شی؟!
هیچی دیگه>...<
اینجا بیمارستانه دارن منو آماده میکنن واسه اتاق عمل که دمپایی ابری خیسو از تو حلقم در بیارن...
I LOVE YOU 4JOK!!!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.