•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس سارا ( دختر همسایمون ) تو چشاتون اگه دروغ بگم O_o
دیروز فرشته خانم (مامان سارا) با مامانم هماهنگ کرده که واسه شب نشینی بیان خونه ما
حالا داشته باشید تو خونه ما چه گذشت
مامانم : آقا پاشو برو میوه بگیر هیچی تو خونه نداری�
بابام: خانوم هر چی میخوای لیست کن تا 1 ساعت دیگه رو میزه ^_^
مامانم: دارم مینویسم واست , 1کیلو پرتغال ,نارنگی, سیب,انار,موز , 1 کیلو شیرینی تـَر هم بگیر
مـــن و داداشم: @_@ #__# آخخخخخخخ جون مــــــوززززززززز
مــن : خوب پدر تا ماشین رو آتیش کنی من اومدم پایین که بریم ^_^
بابام: خفه شو , سوسک طوله ! اولا ماشین بنزین نداره , دوما تا تو آق داداشت هستین ماشین نمیبرم که
داداشم: بابا , شرمنده گُل روتم , من امشب باید برم باشگاه ^_^
بابام: اشکال نداره حامد هست
من: @__@
حالا رفتیم بازار میوه و تره بار همه ی اون اجناس تو لیست رو بابام بهم بار زد مثل خر و بردم تا خونه
حالا بابام کلید انداخته اومدیم خونه میگه: وااااااااااای , کمر واسم نمونده
من: ^_^
مامانم: پس این نَرِه خر چیکاره بود میدادی ب این بیاره دیگه , بیخودی ب کمرت فشار آوردی , پس شیرینی کو ؟؟؟؟ هااااااااااان ؟
بابام: آخ یادم رفت , حامد پاشو , پاشو برو بگیر
من: +__+ ای خدااااااااااااااااااااااااا

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.