آ
آهوی وحشی ۱۲ سال پیش
جوک

عرضم به حضور مبارکتون که من چند روز پیش داشتم بعد از مدت ها درس میخوندم که خواهرم‏(توضیح: تکواندو کاره ، همیشه عین مارمولک چسبیده به دیوار ، از صبح تاشب دهن منو سرویس کرده ، نمونه کامل یه دهه شصتی بی عقل !!!) بایه قیافه اینجوری ^_^ اومد تو اتاق ‏
خواهرم: آهووو من سروته میچسبم به دیوار تو پاهاموبگیر میخوام رو دستام راه برم _)) ‏
من õ_õ ‏‏
خلاصه رودستاش ایستاد منم پاهاشو گرفتم شروع کرد مثلآ راه رفتن ! !آقا یهویی دیدم خیلی غیرطبیعی کج شده سمتم الانه که بیفته روم پاهاشو ول کردم گررررووووممپپپ خورد زمین ! خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ این قدر بش خندیدم عصبی شد یه یوپ چاگی زد توگوشم ^_^

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.