•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
درود به همه4جوکی ها .کیلیپس دختر همسایمون تو حلقتون اگه دروغ بگ�
عاقا حکایتی از گودزیلای خالم واستون بگم ؛ شاید یه کمی بخندید^_^
دانیال پسرخالم , معلمشون بهش گفته : خاطرات یک روزتون رو با کمک مادرتون بنویسید و آخرش یه شعر بنویسید و بیارید
حالا این اومده ب من میگه: حامد بیا هر چی میگم بنویس
من: o_0 باشه
حالا فک میکنید چی ب من بگه خوبه ؟؟
برگشته میگه: " مامانی من, من رو صبح زود اول (ببین چی میگه , میگه صبح زود اول) منو بیدار میکنه , من میگم نمیرم مدرسه , من از مدرسه بدم می آید , من از خانم شعبانی(معلم بنده خداشون) بدم می آید
حالم ازش بهم میخورد , مامانم نمیگذارد که بعد از ظهر ها که خسته و کوفته اَم بخابم , چون میگوید شب نمیتوانی بخابی
خوب بس است دیگه من چیزی به ذهنم نمیرسد , خداحافظ
حالا شعر آخرشو نگاه کن چی نوشته :
منو بُردن کلانتری / بهم گفتن چند سال داری ؟/ منم گفتم یه سال دارم / دوسال دارم / سه سال دارم / اِســهــال دارم ^_^
نه ناموسا شما بگید اینم فک و فامیله که من دارم عایااااااا ؟؟؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.