سلومٌ علیک(آره داداش ما ازاون دخترای لوس نیستیم!)
اتفاق نادری افتادکه من نه تنهابه برادرگرام کلاس دومی ام امیدوارشدم تازه باهمه ی گدابودنم(توضیح:چون خیلی اهل خرج کردن نیستم مادرمحترمه بهم میگه گدا)جایزه هم میخوام براش بخرم!
توخانواده ی مااصلارسم نیست فردی روکه حداقل 2بارتجدیدنشده دانش آموزحساب کنن اون این داداشـِ گودزیلای من کصافط نمیدونم به کی رفته نمره پایین خیلی خوب نمیاره خونه!
عاقا(من که غیرمستقیم گفتم بی سوادم)این چهارشنبه بالبخندی ملیح و سرشارازاحساس اومدخونه برگه ی ریاضیشوتحویل مامانم داد
مامانم بعدازده ثانیه*_*
بعدشم بایه صدای خون آشامی نام داداشم و برزبان راند!
جویاشدیم چه اتفاقی افتاده که کاشف به عمل اومد نمره ی ریاضی جناب شده قابل قبول!
منوابجیم هم خوشحال ازاین اتفاق داشتیم تدارکات جشن دونفره مونومیدیدیم که داداشم یه نگاه خبیث اندرضعیف بهم انداخت بعدبایه حالت معصوم به مامانم گفت:آخه این آبجی ستاره دیشب گفت کسی که نمره اش بدنشه اصلادانش آموزنیس منم خواستم دانش آموزشم!!
من درحال قورت دادن آب دهنم ــــ _ ــــ
دیگه واردبقیه ی جزئیات نمیشم فقط همین که الان دارم بادست شکسته وسرچهارتابخیه خورده براتون پست میزارم !!!