ن
نگار ۱۲ سال پیش
جوک

پسورد گوشیمو گذاشتم (فضولی) بعد بابام گفت نگار یه لحظه گوشیتو بیار می خوام یه زنگ بزن منم دادمش بهش بعد گفت این که پسورد داره پسوردش چیه گفتم فضولی یدفعه می خواست بیاد بزنتم نمیدونم چرا منم از این ور هم داشتم فرار می کردم هم میگفتم بوخدا پسوردو گذاشتم فضولی وقتی خودش فهمید این پسورد گوشی بوده که من داشتم میگفتم منفجر شد از خنده شانس اوردم کتک نخوردم دیگه تصمیم گرفتم پسووردهایی و که کژتابی نداره رو بزارم والا با این نوناشون

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.