شب يلدا همه تو خونه مامانبزرگم جمع شديم و شام و اين حرفا.
بعد از شام هم هركي داشت گپ و گفت ميكرد واسه خودش.
مامان بزگمم كنار من نشسته بود؛
از قضا سه فقره از اين گودزيلا ها هم داشتن با داد و بيداد اداي بن تنBen 10 (همين كارتونه كه تازه گيا مد شده)اداي اونو در مياوردن و مسابقه دوي استقامت گذاشته بودن . كه يه هو .......
مامان بزرگم كلافه شد و با حالت خشم گفت: اه خدا لعنت كنه اون كسي كه اين بهمن رو درآورد
من كه منفجر شدم از خنده،هر چي هم ازم ميپرسيدن :چيه واسه چي ميخندي؟بگو ماهم بخنديم و...
ولي مگه من ميتونستم جواب بدم؟؟گريم گرفته بود از خنده
بعد خنده همه روده و كليه و غيرم به هم پيوند خورده بودن
بن تن : 0000
بهمن : )))))))