س
سامان20 ۱۲ سال پیش
جوک

شب يلدا ؛
شوهر عمم داشت با بابام اينا و بقيه گفت و گو ميكرد،
من و ساير هم سن هامون هم با هم(حدوداي بيست ساله)
گودزيلاهامونم خواب بودن.(حدود 7 ساله ها)
اونوقت پسر عمم كه 12 سالشه ميبينه هيشكي با اون حرف نميزنه.
ميره تو جمع باباش اينا و شروع ميكنه تاييد كردن حرفاي باباش!!
يه كم كه گذشت و ما متوجه اين قضيه شديم داشتيم در و ديوارو گاز ميزديم از خنده ، آخه بچه 12 ساله چي ميفهمه اين حرفارو
باباش هم عصباني شد خيلي شيك و مجلسي پاشد و ده بدو.دنبالش ميكرد پسر عممو
حالا شوهر عمه بدو ، پسرش بدو
آخرم خسته شدن بيچاره ها مثل انسان نشستن سر جاشون.
حالت ما رو هم كه ديگه خودتون مجسم كنيد :))))))

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.