ب
بندر کنگ ۱۲ سال پیش
جوک

ی روز مدرسه نرفتم روز بعد به ناظم گفتم پدر بزرگم فوت کرده بود نتونستم بیام اونم رفت زنگ زد خونمون از شانس گند من پدربزرگم گوشی رو برداشت
حالا مکالمشون
ناظم:سلام منزل هنری؟
پدربزرگم:بله شما؟
ناظم:من از مدرسه ی میلاد مزاحم میشم ببخشید شما؟
پدربزرگم:من پدربزرگش�
ناظم با تعجب:شما زنده ای؟
پدربزرگم: پ ن پ الان من مرده ام اینم خط جهنمه
ناظم زورش به پدربزرگم نرسید اومد عقدشو رو من خالی کرد
به افتخار همه ی پدربزرگم بکوب لایکو

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.