ی سری عمم صبح ساعت 8 زنگ زد به خونه ما (من و بابام فقط خونه بودیم) و خواب بودیم تلفن رفت رو پیغام گیر دیدیم عمم داره گریه میکنه همش میگفت:داداش گوشیرو بردار!!
بابام گوشیرو برداشت عمم گفت تصادف کردم زدم به ادم (چیزیش نشده بودااا) 0_0
از اون جایی که بابای ما وقتی از خواب بیدارمیشه تا 1 ساعت موقعیت زمانی و مکانی دستش نیست برگشت به عمم گفت:باشه ابجی وایسا همونجا الان میام!!!
و در یک حرکت غافل گیرانه تا ساعت 10 دوبـــــــــــــاره گرفت خوابید !!!!!!!!
هیچی دیگه بابام یهو بیدار شد یادش افتاد چی شده رفت که به داده عمم برسه 0_0
بابام ^ه^
عمم :(
علفای زیر پای عمم :0
من 0_0
فک و فامیله عمم داره عایا؟؟؟!!!!!