د
دخترحوا ۱۲ سال پیش
جوک

آقا توی دانشگاه بودیم که یهو طوفان وبارون وهمه چی قروقاطی.همه درحال فرار توساختمون.منو دخترخاله م هم در حال دو ماراتن همراه بقیه که بهدختر خاله م گفتم چی میشه من الآن بخورم زمین یه پسر خوشگل بیاد کمکم کنه بلند بشم بعد عاشق هم بشیم وخلاصه عین قصه ها که یه دفعه دختر خاله م هلم داد خوردم زمین .پسری که نیومد سمتم هیچ دختری هم که نیومد هیچ دختر خاله م هم نیومد کمکم فقط غش کرده بود از خنده.منم سرتاپاگلی.هیچ ماشینی هم سوارم نکرد. با سرو وضع افتضاح پیاده تا خونه رفتم با دختر خاله م هم قطع رابطه کردم

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.