ı
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس دختر همسایه مون تو حلقم بعد تو گلوم گیر کنه اگه دروغ بگمO_o
دختر عموم(ماها) بهم اس داده: حامد اگه 10 میلیارد بهت بدن چیکارش میکینی ؟؟ @@
من: اومممممم! خوب باید فکر کنم^_^ همینجوری ک نمیتونم بگم^_^
ماها:خوب 1 2 3 ^_^ فکر کردی ؟؟ زمانت تموم شد !! بدووو بگووو
من:0_0 اومممممم!خوب اول یه مازراتی واسه خودم میخرم ^ _ ^ *_* بعد یه خونه تو نیاوران میگیرم میدمش اجاره @@ بعد یه خونه تو عظیمیه(کرج) میگیرم 5000متر خودم میرم میشینم توش^_^ میزنم تو کار ساخت و ساز @@ بعد میرم دور دنیا ی گشتی میزنم 0_0 بعدشم بقیه شو میزارم تو بانک سودش رو میگیرم خخخخخخخخخ ^_^
ماها: ای کصافط عاشقال بیشور عوضی گمشووو دیگه دوست ندارم0_0
من: یا امام زمان. چی شد؟؟ مگه من چی گفتم ؟؟0_o
ماها: گمشووو بیشور ینی من هیچ جایی تو برنامت ندارم !! پس عروسیمون چی میشه ؟؟ هان هان هان ؟؟ -__-
من: ای وااای ببخشید یادم رفت ^_^
ماها: خواهش میکنم نفسم شوخی کردم !!
من: ولی من منظورم این بود که یه 1میلیاردشم میدم بهت بری عشق و حال کنی ^_^ چون من میخام ادامه تحصیل بدم فعلا نمیخام ازدواج کنم ینی نه اینکه نخام آمادگیشو ندارم 0__0
ماها: حــامــددددد !! بگیرمت کشتمت ت ت ت
یا خدااا بچه ها کمکم کنید خوب من فعلا قصد ازدواج ندارم چیکار کنم ؟
بچه ها خونه ما امن نیست. دستشویی یا حمومتون خالیه من برم توش پناه بگیرم؟؟ فقط یک هفته قول میدم به همین پایه میز قسم@@

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.