*+*//■■^__^cloner*+*//■■^__^
یه معلمه عربی داریم بهش میگیم خانوم پفی (توی باب اسفناجی)^_^
نامرد امتحان نمیگیره وختی میگیره پدر همرو در میاره یه امتحان گرف ینی سر جم کردیم نمره ی تموم 28نفر شد 19!!بعدم برگه ها رو گذاش زیر دفتر نمرش( نمره ها رو هنوز وارد نکرده بود) گوشیش زنگ خورد رف بیرون منم همچون زنای نینجا، خیلی ریز و مجلسی هم برگه ی نمرات کلاسمون (همون دفتر نمره ) هم برگه ها رو کش رفتم به جاش چنتا کاغذ دیگه گذاشتم ^_^
بعدم زنگ خورد و معلمه سریع رف .حالا ما برگه ها رو گرفتیم رفتیم خونه ی یکی از بچه ها آتیش روشن کردیم برگه ها و دفتر نمره رو انداختیم توش دور آتیش سرخ پوستی رقصیدیم، بعدم سیب زمینی کردیم توی سیخ و روی آتیش گرفتیمو خوردیم ^_^
حالا معلمه اومده عذر و خواهیو اینا که ببخشید بچم برگه ها رو انداخته تو دسشویی یه امتحان آسون ازتون میگیرم^_^ بععله یه همچین دخترایی هستیم ما!!!