د
دخترحوا ۱۲ سال پیش
جوک

اقا هی میومدم دور ورم بهش میگفتم برو حوصله تو ندارم گوش نمیکردم هی دوباره میومد زر زر میکردم.اعصابم بهم ریخته بود خودشم فهمیده بود ولی ول کن نبود.تا یه دفعه که اومد روبروم یکی زدمش که یهو دیدم دستم خونیه.بخدا من نمیخواستم بکشمش خودش هی گیر داده بود بهش گفتم برو.گوش نداد .حالا چکار کنم.جنازه اش هم رو به روم افتاده.حالت تهوع میگیرم از دیدنش.باید دلو بزنم به دریاالآن میرم کاغذ میارم با کاغذ میندازمش سطل زباله دستام رو هم خوب میشورم ..اصلا تقصیر خودش بود پشه های فضول ومزاحم باید بمیرن
جون من خوشت اومد ازش لایک بزن خودم به تنهایی نوشتمش.
مدیونی خوشت اومد لایک نزنی

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.