وقتی مارکو به ونیز برگشت همه دورش جمع شدن تا مارکو از عجایبی که در سفر دیده بود باهاشون حرف بزنه
مارکو گفت یه جایی رفتم دیدم یه نفر داره حرف میزنه و چل نفر دارن مینویسن و اون پل نفر نمیدونستن دارن چی مینویسن و اون یه نفر هم نمیدونست چی داره میگه
یکی از حضار ( با صدای دوبلور آمیتا باچان ) گفت مارک اون استاد بوده و اون چل تا دانشجو بودن و داشتن جزوه مینوشتن