مامی و بابا داشتن سر یه موضوعی حرف میزدن هر کیم حرف خودش قبول داش میگفت درسته ...
منم خیلی ریلکس داشتم میوه میخوردم نیگاشون میکردم ^_^
یدفه مامان برگشته سمت من میگه اصن از دخترم میپرسم .. هر چی اون گفت .. عزیزم مگه من درس نمیگم .. حق با من نیس ؟؟!!
من :والا من هیچ نظری ندارم .. خودتون با هم کنار بیاین ..
مامی رو به بابام : دیدییییی حق با منه .. هر چی میگم قبول نمیکنی
o_O
بابا: خانوم کی گفت حق با توء .. این که نظری نداد :-
مامان : بابا بچه نمیخواد پیش تو بگه .. نمیخواد از دستش ناراحت بشی وگرنه من که فهمیدم میگه حرف من درسته ^_*
جااااآن ..مامان نتیجه گیریت با زاویه سی درجه تو حلقم ... :-/
مامی :همینه که هس ^_^
من و باباo_O
مامان خانم دیه ... مگه میشه مخالفت کرد..هییی ^_^