----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
رفتم خونه؛ مامانم ميگه "يه غذايي پختم كه انگشتاتون هم همراهش مي خوريد"
منم با خنده گفتم "حالا اگه انگشتامون رو نخورديم چي؟!"
اونم چپ چپ نگاهم كرد و گفت "اون وقت خودم قطعشون ميكنم؛ به زور فرو ميكنم تو حلقتون!!!!"
الان چند روزه جرأت نميكنم موقع غذا خوردن انگشتام رو از دهنم در بيارم! :-(