ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----
رفتم خونه؛ مامانم ميگه "يه غذايي پختم كه انگشتاتون هم همراهش مي خوريد‏"
منم با خنده گفتم "حالا اگه انگشتامون رو نخورديم چي؟‏!‏‏"
اونم چپ چپ نگاهم كرد و گفت "اون وقت خودم قطعشون ميكنم؛ به زور فرو ميكنم تو حلقتون‏!‏‏‏!‏‏!‏‏!‏"
الان چند روزه جرأت نميكنم موقع غذا خوردن انگشتام رو از دهنم در بيارم‏!‏ :-‏(‏

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.