h
hosnieh ۱۲ سال پیش
جوک

****سلام****
اقا دیروز سر کلاس مکانیک خاک بودیم استادمونم چنتا تمرین داده بودواسه حل،از قضا فقط منو یکی از بچه ها حل کرده بودیم سایرین حتی ی نگاه ب جزوه ننداخته بودن و از روی جزوه من کپی کردن...استاد اومد سر کلاس و گف کی داوطلب میاد حل کنه؟؟؟؟؟؟؟سکوت کلاس رو فراگرفته بود اصلا خفقانی شده بود...هیچی دیگه خودش ینفرو صدازد...اولی رفت پای تابلو حل کرد سوالو بخیر گذشت......نفردوم دقیقا ساعت 6و15دقیقه رفت پای تابلو (البته با جزوه من)شرو ب نوشتن کرد درست بعداز پایان حل مسأله استاد گفت: ااااا اشتباست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بعدگفت ما که فلان داده رو داشتیم فلان فرمولم بهتون گفتم چرا انقدخودتونو پیچوندین...باورتون نمیشه ن اون داده تو سوال بود ن اون فرمولو گفته بود....................دوستم که پای تابلو بود هراز گاهی خنده های شیطانی میکرد (یعنی تابلو).........بچه های کلاس که کارشون از جوییدن گذشته بود داشتن از خنده می غلتیدن تو کلاس.......
ناگفته نماند دوستم 6و45دقیقه اومد نشست!!!!طفلی موقع نشستن گفت از کت و کول افتادم................................
یعنی استاد انقد گیج؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینم قیافه کل کلاس: :))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.