B
B@rAn ۱۲ سال پیش
جوک

شمال بوديم.،شب بود...رفته بوديم لب دريا ساعت نزديكاى يك بامداد(!)خواستيم برگرديم كه مامان خانم گلم نشست پشت فرمون...تقريبا جاده خلوت بود و مام داشتيم مى رفتيم كه مامى جون شرو ع كرد به گفتن كه يادش بخير!!جوون تر كه بودم،تو. جاده با 110 تا سرعت مى رفتم!!مام هيچى نگفتيم...يكم جلوتر ماميم طى يك حركت خودجوش گفت :مى گم با40 تا سرعت كه مى رم اينقده تند به نظر مى آد ،با 100 تا برم ديگه واويلاس...اينجا بود كه من سرمو عين غاز بلند كردم...
هعى !!ما همگى اون شب با چشماى خودمون شاهد جوييده شدن صندلى ها بوديم...بعله !!به كيلومتر شمار نگاه كرده بود مامان گلم...سرعتش بالاى 120 بود!!!
من ديگه حرفى ندارم...و من الله توفيق!!!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.