عاغا تابستون تصادف کردم پام شکست ، بعد تو بیمارستان گفتن باید پدر یا شوهرت رضایتنامه رو امضا کنن
منم زنگ زدم به پدر بزرگوار که اینجوری شده و بیا به دادم برس ( اونا تو کویت زندگی میکنن )
میگه : خو من که بهت وکالت نامه ی ازدواج دادم که ، برو شوهر کن
من بیچاره هم مجبور شدم با مخاطب خاصم ازدواج کنم تا چلاق نش�
نه خدایش شما بگین خانوادس من دارم ؟ شانسه من دارم ؟
ها عاقووووو لههههه لهههه شدم اصن ، داغووووووونم ینیاااااااااا