س
ستایش ۱۲ سال پیش
جوک

پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت
با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید.
بچه ماشین بهش زد و فرار کرد.
پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید.
پیرمرد: اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم.
خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میار�
پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.
اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت:
این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.
صبح روز بعد…
همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید............

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

دقت‌کردین یه مرضی هست هر چند روز/ماه میوفته به جون آدم.
در این بیماری شخصیت داستان توی زمان خیلی کمی، از تصویر زمینه گوشی/تبلت/لب تاب یا رنگ و مدل کیبوردش خسته میشه و براش تکراری میشه،در نتیجه فرت و فرت با زمان کمی اون رو عوض میکنه و این چرخه تا مدت ها ادامه پیدا میکنه.ناگفته نمونه بعد پیدا کردن تصویر زمینه مناسب تا ماه ها ازش استفاده میکنه اما وای به زمانی که حالش از اون به هم بخوره...

L
LEGEND ۴ سال پیش
جوک

سلا�
دقت کردین تازگیا یه تبلیغ درست شده تو زمان کابوی هست مرده میره تو شهرا و گاوها بهش میگه بیا صبحانه بخورید قربان بعد مرده میگه مگه نگفتم در حد لالیگا ها لالیییییگا(اینجا مرده داره داد میزنه )
خب الان یه سوال برام پیش اومده تو زمان کابوی لالیگا بوده اصلا لالیگا رو ول کنید فوتبال بوده
بعدش گاوها میگه من میدونم کی پنیر در حد لالیگ دارها
یه نامه مینویسه میگه به دست گاو صباح برسه
اگه توجه نکردی برو دقت کن

a
aras kurd ۴ سال پیش
جوک

دقت کردن اگر در حین سشوار کشیدن موها فقط یک لحظه سشوار رو اشتباه یا کج بگیرین که چن تا تار مو نامرتب شن، اگر به مدت سی سال با سشوار مشغول باشید نمیتونید اون چن تار مو رو مرتب کنید!!!!!
تنها راه حل دوش گرفتنه، اونم به مدت بیشتر از ده دیقه

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.