آقا خانوم استاد شست پای چپم توی چشم سمت راستم اگه دروغ بگم! من یه پسردایی دارم ابرگودزیلا!دهه نودیه چندوقت پیش همه خونه مادربزرگم اعم ازخاله ها دایی ها و بقیه جمع بودیم سرشام این گودزیلا خیلی شلوغ میکرد دایی بنده که میشه عموی ایشون گفت سعید بشین شلوغ نکن میام میزنمتا بعد این گوزیلا نگاش کرد گفت:هر هر!بعدشم راهشوکشید رفت! نه خدایی فک و فامیله من دارم؟ داییم رفت افق راهش ندادن!