ا
اژدر پشمک به سر ۱۲ سال پیش
جوک

خوهرم سمينار داشت منم رفتم ببينم چطوري بين استاداشون صحبت ميكنه.
توي ماشين يه سوالي داد دستم گفتش اخر سمينار ازم بپرس.منم داخل سالن امفي تياتر دانشگاه ،رديف اخر نشستم همه دوستاش اومدن، بعده سلام ميگفتن داداشه رهايي منم كه ميگفتم اره همه ميخنديدن.
اخر سمينار سوالو پرسيد�
خوهرم برگشت گفت اصلا ما در اين باره بحثي نكرديم
كلاس رف رو هوا
خواهرم گفتش اقا بفرمايين بيرون
استادش گف چيكارش داري
برگش گف استاد اومده شيرني بخوره رشتش با ما فرق داره.
الان دوستاش كه زنگ ميزنن اول حال منو ميپرسن
عمرا اگه كسي اينطوري تحقير بشه

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.