----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
روزي پسر لقمان با وي به درشتي سخن راند. لقمان بسيار آزرده خاطر شد و دل دردمندش به سختي شكست پس رو به فرزندش كرد و گفت: " آخه توله سگ! تو بابات بي ادب بوده؟! ننه ت بي تربيت بوده؟! آخه تو پدر سگ كصافت گه به كي رفتي؟!!"