n
n@ghy ۱۲ سال پیش
جوک

بازن داداشم شب عيد ي كه مقارن با شب چهارشنبه سوري بود رفته بوديم خريد هوا تاريك شده بود و نم نم بارون ميومدو رعد وبرق ميزد (بيشتر شبيه فيلم وحشتناك شد) صداي ترقه هم كه گوشمونو كر كرده بود
يهو بارون شدت گرفت رعد و برقي زد كه باعث شد ي لحظه برقا قط بشه
منم حسابي ترسيد�
وقتي بخودم اومدم ديدم زن داداشم كه كنارم راه ميرفا نيست
اين ور و بگرد اونطرفو بگرد نبود كه نبود
يهو ديدم ي اقايي صداش مياد ميگه خانوم درو باز كن بابا
خانوم خطر بر طرف شد خانوم ممم و تمام مغازه داراي اطراف دارن ميخندن !
خوب كه دقت كردم ديدم زن داداشم موقع رعد و برق حسابي ترسيده رفته تو ي مغازه درو هم بسته بد بخت مغازه دار هم هي جز و ولز ميكنه ميخاد بره تو مغازه اونم ميترسه درو باز نميكنه :))))))

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.