حيفنون ميره سربازي، حكومت نظامي ميشه؛ بهش ميگن از ساعت 9 به بعد هيچكي حق بودن تو خيابون نداره، اگه كسي رو تو خيابون ديدي با تير بزنش.
خلاصه غروب ميشه و ساعت 7 يكي رو ميزنه ناكت ميكنه؛ بهش ميگن چرا ساعت 7 اينو زدي، ما كه گفيتم از ساعت 9 به بعد؟
ميگه: آخه اين آدرسي كه اين داشت، تا ساعت 11 هم پيداش نميكرد!!!
؛-)